تبليغاتX
داستان

داستان

خاطرات

خوش اومدین
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام تیر 1390ساعت 13:52  توسط سارا  | 

مدل لباس عروس 2010

(ادامه…)


icon برای دانلود اینجا کلیک کنید
 
  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم تیر 1390ساعت 16:1  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 12:58  توسط سارا  | 

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
تو خودت گلی
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 12:55  توسط سارا  | 

زیبا ساز عشق

عشق تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1390ساعت 12:36  توسط سارا  | 

آخرین مطالب
(تعداد کل صفحات:8)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 15:52  توسط سارا  | 

 

 

 

 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 15:35  توسط سارا  | 



تو رو خواستن اشتباه بود - تو رو دیدن یه گناه بود - دلم از گناه نترسید - که وجودت چون پناه بود

 

تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی

 


 

 

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند درست مانند آغاز

 


 

من برنده ام ... چون نجواهایم را به ترانه های ماندگار تبدیل می کنم.

 

دل آدم ها به  رو اندازه ی حرفهاشون بزرگ نیست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه می تونه بزرگترین آدم هابسازه

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد ، آزادی ماه است که او را پایبند می کند

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 12:8  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 12:2  توسط سارا  | 

عشق حقيقی

عشق حقيقی

داستان عشق حقيقی

يك روز آموزگار از دانش آموزاني كه در كلاس بودند پرسيد آيا مي توانيد راهي غير تكراري براي ابراز عشق ، بيان كنيد؟

برخي از دانش آموزان گفتند بابخشيدن، عشقشان را معنا مي كنند.

برخي «دادن گل و هديه» و«حرف هاي دلنشين» را راه بيان عشق عنوان كردند.

شماري ديگر هم  گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختي» را راه بيان عشق مي دانند.

در آن بين، پسري برخاست و پيش از اين كه شيوه دلخواه خود را براي ابراز عشق بيان كند، داستان كوتاهي
تعريف كرد:

يك روز زن و شوهر جواني كه هر دو زيست شناس بودند طبق معمول براي تحقيق به جنگل رفتند. آنان وقتي به بالاي تپّه رسيدند درجا ميخكوب شدند.

يك ببر بزرگ، جلوي زن و شوهر ايستاده و به آنان خيره شده بود. شوهر، تفنگ شكاري به همراه نداشت و ديگر راهي براي فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پريده بود و در مقابل ببر، جرأت كوچكترين حركتي نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حركت كرد. همان لحظه، مرد زيست شناس فرياد زنان فرار كرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله
ببر به سمت شوهر دويد و چند دقيقه بعد ضجه هاي مرد جوان به گوش زن رسيد. ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اينجا كه رسيد دانش آموزان شروع كردند به محكوم كردن آن مرد.
راوي اما پرسيد: آيا مي دانيد آن مرد در لحظه هاي آخر زندگي اش چه فرياد مي زد؟

بچه ها حدس زدند حتماً از همسرش معذرت خواسته كه او را تنها گذاشته است!

راوي جواب داد: نه، آخرين حرف مرد اين بود كه « عزيزم، تو بهترين مونسم بودي. از پسرمان خوب مواظبت كن و به او بگو پدرت هميشه عاشقت بود .››

قطره هاي بلورين اشك، صورت راوي را خيس كرده بود كه ادامه داد: همه زيست شناسان مي دانند ببر فقط به كسي حمله مي كند كه حركتي انجام مي دهد و يا فرار مي كند. پدر من در آن لحظه وحشتناك، با فدا كردن جانش پيش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. اين صادقانه ترين و بي رياترين ترين راه پدرم براي بيان عشق خود به مادرم و من بود …

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 18:34  توسط سارا  | 

مزاحم نشوید بذار قلیانم رو بکشمتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 18:1  توسط سارا  | 

margarita (75)

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید…

 

بقیه عکس ها در ادامه مطلب…

جهت حمایت از ما نظر بدهید

بازی دخترانه آنلاین آرایشگری

ردههای صفحه

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 17:17  توسط سارا  |